دانشگاه آزاد اسلامی واحد دماوند

اینجا همه چی آزاده !!!

دانشجویان مشهور دانشگاه آزاد دماوند؟!

حمزه زرینی بی شک یکی از بهترین والیبالیست های تیم ملی ایران و کاله !

دانشجوی تربیت بدنی دانشگاه آزاد دماوند

علی زیبایی معروف به علی تکتا ( آهنگساز و خواننده خوب نسل جوان )

دانشجو کامپیوتر دانشگاه آزاد دماوند


روح الله کمانی ( بازیگر )  سر کلاس هم میاد فقط دیالوگ حفظ میکنه !!!

دانشجوی ارتباطات دانشگاه آزاد دماوند


بهرام  رپر ( خواننده رپ ایران )

دانشجوی برق دانشگاه آزاد دماوند

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم تیر 1391ساعت   توسط دانشجو  | 

معجزه عسل و گردو دماوند در دانشگاه آزاد دماوند!!!

معجزه عسل و گردو دانشگاه آزاد دماوند

یه سلام و یه علیک دیگه به دوستان خوب و نازنین !!!

شاید شما هم بعد از این همه رفت و آمدی که به دماوند داشته اید متوجه

شدین که سوغات این شهر عسل و گردو و سیب و غیره می باشد

از خواص این مخصولات هر چی بگیم کم گفتیم ! ولی من فقط به یه نوع آن

که بسیار استفاده می شود ( در بین دانشجویان مخصوصا بومی ها ) اشاره

می کنم.

* به گزارش فالگوش بسیار دیده شده دانشجویانی را که در طول ترم به بهانه

معرفی کردن این شهر و محصولات و سوغاتی های آن به اساتید محترمی!!!

که فقط جهت تدریس می آیند و بر می گردند تهرون ...... و بخاطر اینکه که

چشم تیزبین استاد !! در اسم عسل و گردو نماند

به مقدار لازم از سوغاتی ها این شهر برای اساتید محترم می آورند ( درجه ۱)

و آن اساتید بعد از مصرف سوغاتی های اهدایی دانشجویان !! به معجزه

عسل و گردو ایمان آورده و در آخر ترم در لیست نمرات جبران اساسی می کنند.

حالا شما هم به معجزه ی عسل و گردو یقین پیدا خواهید کرد .

 

حرف اضافه :

دوستان شما همه می دونید که ساختمونای دانشگاه ماشالله به سیستم دوربین

مداربسته مجهز هستند . ولی یکی از پاتوق های برو بچ سیگاری (البته فعلا آقایون )

پشت ساختمون اصلی هست...... قبول ندارید می توانید یه مراجعه حضوری داشته

باشید !

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1390ساعت   توسط دانشجو  | 

باز تاب حقایق = شروع دوباره = زندگی دانشجویی دوباره

سلام و درود بر دوستان گلم

 

همونایی که منو میشناسن و نمیشناسند ولی جویای حال و احوالمون هستند !

همونایی که پیغام همکاریشون به دستمون می رسید !

همونایی که با اینکه می دیدند تعطیل شده ولی مرام می ذاشتند و کامنت می ذاشتن

تا ما رو دلگرم کنند !

برگشتم با هیچ آرزویی ............. فقط برای اینکه برای دلم بنویسم ..... مثبت و منفی اش

هم برایم فرقی نمی کنه ......... خواننده مطالب چه کسی باشه هم فرقی نمیکنه. . .

میخوام فقط حقایق رو بنویسم چه به نفع دانشجویان باشه چه به نفع دانشگاه فرقی

نمی کنه .... ! و بهتر از همه اینکه نمی خوام مثل خیلی وب ها فقط جنبه رسمی و

اطلاع رسانی داشته باشم ........... قبلنا می گفتند اگر حرفی که از دل بر آید قطعا بر دل

نشیند ........ دمشون گرم با این گفتن !!

این مدتی که نبودم در یه دانشگاهی بودم که خیلی عجیب بود !! همه چی و همه کس !

خوبی و بدی تا دلتون بخواد دیدم ....... مهم نیست .......... چیزی که مهمه این هست

که قدر این یونی رو بهتر می دونم .

ادامه حرفا می مونه برای بعد .... !

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1390ساعت   توسط دانشجو  | 

نمره گرفتن از استاد !!!!

 

 

آخرين متدهاي روز جهان در زمينه ي نحوه ي محبت و نفوذ دانشجو به دل استاد (برگه ي امتحان):

 

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی




اين جفنگيات مرسوم که در برگه ي امتحان مينويسند و از بيماري مادر تا اينکه اگر
اين درس را نمره نياورم مشروطم ميشوم و ... هم، خيلي خز شده و هم، حتي يک بچه ي
5 ساله باور نميکند؛ چه برسد به يک دکتر! کمي نوآوري و خلاقيت داشته باشيد.
جناب استاد به اندازه ي کافي خودش مشکلات و بدبختي دارد، ديگر نياز نيست شما با
آن خط زيباي منحصر به فردتان يک صفحه ي آچار برايش از مشکلاتتان بگوييد. حالا

باز اي کاش فقط يک نفر چنين خزعبلاتي مي نوشت. يکهو مي بيني از 30 نفر دانشجو،
بيست و هشت نفر عينا نوشته اند که اگر اين درس را نمره نگيريم مشروطيم و
مادرمان مريض است و پدرمان زندان است و فلان و بهمان. انگار اين مشکلات را هم
از روي ديگر تقلب کرده اند.

روشي پليد:

يک درس ساده اي بود که من بنا به دلايلي نتوانسته بودم اصلا اين درس را بخوانم
و با ذهن کاملا خالي سر جلسه امتحان رفتم. نيم ساعتي نشستم و ديدم هيچکدام از
اين سوالات حتي برايم آشنا هم نيست. يک جمله در پايان برگه نوشتم و برگه را
تحويل دادم:

"
در اعتراض به تقلب گسترده اي که سر جلسه ي امتحان از سوي ديگر دانشجويان شاهد
بودم از دادن اين امتحان خودداري کرده و نمرهي صفر را به بيستِ با تقلب ترجيح

ميدهم."

نمرهي الف کلاس را گرفتم! خدايا مرا ببخش.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1390ساعت   توسط دانشجو  | 

دانشگاه آزاد است!(طنز)

«سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت»

دانشگاه آزاد است!

همان جا كه سخاوت اولین حرف الفبا هست!

و نرخ علم آموزی به نرخ خون بابا هست!

نفس ها نرم!سرها گرم!

حیا خواب و در دیزی ما باز است!

كبوتر….بی كبوتر

از با باز است!

مدیر من جوانمرد من ای فردین تر از فردین

بیا پهلوی من بنشین!

اتاق درس ما بس ناجوانمردانه تنگ است ..آی!

«دمت گرم وسرت خوش باد!»

سلامم را تو پاسخ گوی و درب بسته بخت مرا بگشای! 

منم من خواهر مردم!

منم من دختری مبهوت و سردرگم!

منم آواره از كرمان و رشت و بهبهان و قم! 

دانشگاه آزاد است!(طنز)

نه خر پولم نه خر زورم!

همان معمور(!)معذورم!

بیا گز كن زبانم را نترس از نیش زنبورم! 

مدیرا ساقی جیبت تمام هیكلش از قرض می ترسد

و تا هفتاد و هف پشتش ز اسم درس می لرزد!

مدیر مالی! ای آقا

سراغت آمدم تا وام بستانم

كه شاید مدرك ریم دام دارام دام دام

بستانم!

چه می گویی چك و سفته….؟!

فریبت می دهد

اینها كه می بینی

لباس دختر دخترعموی مادر همسایه مان حاجی قلی خان است!

و این سرخی دستم یادگاری از یخ حوض "زمستان" است!  

«سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت»

هوا دلگیر،شكم ها سیر، دل ها شیر

پدرها پیر!

وجمعی همچنان با قیمت فردای كشك آلود خود درگیر!

صدایی گر شنیدی می رسد از دور

یقیناً وز وز باد است!

دانشگاه آزاد است

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1390ساعت   توسط دانشجو  | 

دختران آهن پرست، پسران مانکن پسند!! مهم ولی . . .!

ماشین شیک و شاسی بلند، ویلای دوبلکس در شمال، آپارتمان مجهز به سونا و جکوزی،

 شغل پر درآمد، مسافرت خارج، ... یک پسر ایده آل! اندامی زیبا، قدی بلند، کمری باریک،

 موهای فشن، بینی عمل کرده، آرایشی غلیط، لباسی چسبان، خالکوبی روی بدن، سیگار،

 ... یک دختر ایده آل! 



 معیارهایی که امروزه گریبانگیر برخی افراد جامعه گردیده است. شاید از تبعات جامعه مدرن باشد و یا تغییر الگویی متاثر از تغییر نسل و یا بدلیل هویتی گم شده. مبارزه ای تنگاتنگ بین دختران و پسرانی که رگ خواب همدیگر را پیدا کرده اند و در جدالی جنسیتی سعی در حذف رقبای خود دارند. غرقند در هیجانات دوران جوانی که البته باید تخلیه شود. زمانی که پیروز می شوند حس میکنند به حاشیه ای امن رسیده اند. توهمی سرشار از بی سرانجامی ها....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1390ساعت   توسط دانشجو  | 

مطالب قدیمی‌تر